هوش: ‏

روانشناسان زيادي در باره هوش و آزمون هاي آن كاركرده اند. هوش يك صفت فرضي و يك مفهوم انتزاعي است ، پس انچه مورد مطالعه قرار مي گيرد اثار هوش است نه خودهوش . هوش يك استعداد نيست بلكه مجموعه استعداد هاست. ‏حافظه، دقت، يادگيري و ادراك و .... در آن اثر دارد و اين وضعيت از فردي به فرد ديگر فرق مي كند. ‏هركسي از روانشناسان با توجه به مكتب خاصي كه مورد قبولشان است در مورد هوش و عقب ماندگي، نظراتي ارايه داده اند كه در اينجا مختصرا نگاهي به نظريه پياژه مي اندازيم. ‏

پياژه روان شناس سوييسي تعريف هوش و عقب ماندگي را اينطور بيان مي كند: هوش نتيجه تاثير دايمي و متقابل فرد با محيط است و اگر اين رابطه متقابل بطور متعادل صورت گيرد ، موجب توانايي سازگاري با محيط و پيشرفت هوش مي شود. كودك درمراحل مختلف رشد تصاوير ذهني مختلفي دارد كه از تصاوير ساده شروع شده و به تصاوير پيچيده تري مي رسد.‏بنظر وي گذشتن از اين مراحل يعني از مراحل پايين و رسيدن به مراحل بالاتر بستگي به رشد هوش، ساختمان عصبي و بدني روابط اجتماعي و تجارب زندگي فرد دارد. ‏اهميت و ارزش نظريه پياژه در هوش اين است كه پديده هاي رواني و بخصوص هوش داراي الگوي مخصوص و از يك نظام كلي كه اساس ان تجارب اوليه و عكس العمل هاي كودك از بدو تولد حتي قبل از انكه قادر به تكلم باشد شروع مي شود. ‏اين عكس العمل ها ي حسي و حركتي هستندكه موجب مي شوند كودك بتواند روابط محسوس عيني و عملي بين اشياء و حوادث را بطور منظم يك بعد از ديگري كشف كرده و پاسخ هاي عملي و درست به وضعيت هاي مختلف مي دهد.از همين جا پياژه عقب مانده را افرادي از جامعه مي داند كه در مراحل پايين رشد هوشي متوقف مي شوند و در انها كشش هاي نهاد قوي و زياد است. ‏

بطور كلي معلوم مي شود كه عقب ماندگان ذهني افرادي از جامعه هستند كه از نظر فعاليت هاي ذهني نسبت به همسالان خود نارسايي داشته و در نتيجه ازتوانايي يادگيري، همسازي با محيط، بهره برداري از تجربيات ، درك مفاهيم قضاوت و استدلال صحيح به درجات مختلف محرومند و نارسايي فعاليت هاي ذهني آنها از بدو تولد يا مراحل اوليه كودكي وجود دارد .در هر صورت هر عقب ماندگي و اختلال ذهني يك مورد اختصاصي است و احتياج به راه حل فردي دارد. ‏

علل عقب ماندگي ‏

عوامل متعددي وجود دارد كه باعث بروز عقب ماندگي مي شود: ‏

1- اختلالات زيادي كه علل اصلي آنها شناخته شده نيست ولي با عقب ماندگي همراند، عده اي از عفونت ها، مسموميت ها، عوامل مكانيكي مانند ضربه، عوامل كروموزومي ناشناخته، اشعه ايكس و ... ‏

2- عقب ماندگي به علت اتفاقات دوران بارداري شكي‏ نيست كه رشد جنين از بدو تشكيل تحت تاثير شرايط بدني و رواني مادر قرار مي گيرد .

بعلت رابطه بسيار نزديك بين مادر و جنين بايد گفته دكتر ارنولد گزل را پذيرفت كه مي گويد:

اهميت حوادث دوران نسبتا كوتاه بارداري از حوادث دوران زندگي كمتر نيست.

دكتر گزل به آثار عوامل ارث در رشد و تكامل هوش و شخصيت زياد تاكيد مي كند و عقيده دارد كه كودكان همانطوري هستند كه بدنيا آمده اند.

هركودك باديگر كودكان فرق دارد ولو اينكه در محيط يكنواخت زندگي كرده باشد. وي به هيچ وجه اثر عوامل محيطي را انكار نميكند. ‏