شادی
« شــادي »
همه ما به تأثير و ارزش رنگهاي شاد در روحيه افراد اعتقاد داريم ولي آنچه را به عنوان ارزش و بيارزشي پذيرفته و به آن عادت كردهايم بترتيب استفاده از رنگهاي تيره و دوري از هر چه كه رنگ و بوي شادي ميدهد است . اين مساله ميتواند در روحيات و تعامل اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و حتي سياسي افراد و جامعه اثر چشمگيري داشته باشد . بنابراين كندوكاو و تعمق اين موضوع با اجتماع كنوني ما كه در حال توسعه و خودشكوفائي است ضروري بنظر ميرسد .
پيامبر اعظم (ص)
بخشي از خصوصيات پيامبر اعظم (ص) در استفاده از رنگها :
ايشان در پوشيدن لباس ،افزون بر طهارت ديني ، به رنگ و پاكيزگي آن نيز اهميت ميداد .
ـ از لباس سبز رنگ خوشش ميآمد . لباس جلو باز سبز ميپوشيد كه رنگ سبز آن با پوست سپيدش ميآمد .
ـ « براء » ميگويد : « او را در جامهي بلند گلگوني ديدم و كسي را به زيبائي او نديدم »
ـ بيشتر لباسهايش سپيد بود . ميفرمود : لباس سپيد را بر تن زندههاي خود بپوشانيد و مردههايتان را نيز در آن كفن كنيد .
ـ زيباترين رنگي كه در گورها و مساجدتان با آن خداوند را ملاقات خواهيد كرد رنگ سفيد است .
ـ هيچ لباسي زيباتر از سفيد نيست ؛ پس آن را بپوشيد و مردگانتان را در آن كفن كنيد .
ـ جز در سه چيز ، رنگ سياه را خوش نميداشت : چكمه ، عمامه و عبا ( سيدي 85 )
ـ پس از اداي واجبات محبوبترين كار نزد خداوند ان است كه مسلماني را شاد كني ( نهج الفصاحه )
اصولاً از نظر رواني شخصي كه ملبس به جامهي رنگي است هم در خود و هم در ديگران احساس خوشايندي ايجاد ميكند . در عوض رنگهاي تيره ، ضمن بيتفاوتي در فرد ، اثرات مخرب پنهاني از خود بجاي ميگذارد .
نگاه متفاوت
در تجارب زندگي هر يك از ما واقعيت اين امر بخوبي آشكار است بطور مثال : روزي كه لباسهاي شاد بر تن داريم هم خود و همه كساني كه به نوعي با ما در ارتباط هستند نگاه متفاوتي با يكديگر داريم . اگر تا بحال چنين تجربهاي نداشتيد به يكبار امتحان كردنش ميارزد .
صددرصد خواهيد ديد كه جلوههاي رنگ در شما و تعاملات اجتماعي با ديگران چه اثر شگرفت و معجزه آسائي دارد . خداوند عزيز حكيم ، جهان آفرينش را از انواع طيفهاي متفاوت آفريده كه براي بهترين شاهكار خود ( خلقت انسان ) طبيعت و زيستگاه او حالتي يكنواخت ، بيروح و كسل كننده نباشد و در اثر اين گوناگوني و تنوع است كه در روي ايجاد جاذبه و شوق به زندگي و شاد زيستن در او تجلي مييابد . زيبائيهاي طبيعت به انسان احساس آرامش ميدهد و ادامه بقاء در اين گيتي پهناور را ممكن ميسازد .
شاد زيستن
جالب است كه ما شادزيستن را از اولين سالهاي زندگي ، كه در واقع بهترين زمان الگوپذيري و شكلگيري شخصيت كودكان است به آنها ياد نميدهيم . اما در بزرگسالي از آنها توقع داريم كه انسانهاي شاد و با نشاطي باشند . اگر چه بنظر ميرسد اين خواسته انتظار بجائي نيست .
نظر روانشناسان
بر اساس نظر روانشناسان شخصيت هر فرد تنها در سالهاي اوليه زندگي او شكل ميگيرد و هرگونه عكسالعملي كه در آينده صورت ميگيرد در حقيقت تكراري از همان يادگيريهاي گذشته اوست . وقتي ما به كودكان ميگوئيم خنديدن خوب نيست ، لباس شاد زننده است ، ممكن است مردم اين رنگ را نپسندند ، اين رنگ لباس خيلي زننده و جلف است و ....
آيا او ميتواند در بزرگسالي ، خلاف آن عمل كند و يكدفعه تبديل شود به يك فرد شادمان ؛ و يا اينكه بعدنها از فرزندان خود مغاير آن را بخواهد . اصولاً زماني كه عملي در جامعه بيارزش تلقي شد سالها وقت لازم دارد تا مجدداً تبديل به يك ارزش گردد . هر چند اين حقير قصد ندارم كه ارزشهاي گرانبهايي كه جامعه ما بهاي سنگيني براي بدست آوردن آن هزينه كرده را ناديده گرفته ، بيترديد همه ما به اين ارزشها ميباليم . سخن در مورد آندسته از مسائلي است كه عدم اصلاح و ادامه روند آن بطور حتم بنفع اجتماع كنوني ما نخواهد بود .
وظيفه همه قانونگذاران است كه در اين راستا حمايت خود را در اين مهم در نظر بگيرند . يقيناً جامعهاي كه مردمانش دلشاد نباشند به هيچ عنوان نميتوان از آنها انتظار بازدهاي در حد مطلوب داشت .
ارائه راهكار
ـ تغيير رنگ لباس و فرم مدارس به رنگهاي شاد
ـ ترويج و گسترش و استفاده آحاد ملت از جامهي رنگي از طريق وسايل ارتباط جمعي
ـ نياز به تنوع و تغيير رنگ لباس زنان به مراتب بيش از مردان است
ـ پخش موسيقي محلي ، سنتي و اصيل ايراني از راديو و تلويزيون و برگزاري مراسم در سالنها و همايشهاي عمومي و كارناوالهاي شادي در مراسم
ـ برطرف نمودن سوء تغذيه و بالا بردن سطح رفاه عمومي در جامعه ، بهرحال سلامتي جسم و روان سرآغاز هر نوع شادكامي و خودشكوفائي است . انتهاي مراتب از آنجا كه همواره ناراحتيها ، سختيها و مشكلات زندگي خود بخود ، ناخواسته ، بدون واسطه و هرگونه استقبال از راه ميرسند و در مقابل شاديها عمدتاً حالت اختياري دارند .
پس بر ما واجب است هم از نظر فردي و اجتماعي به هر بهانهاي كه شده به ترويج زمينه حضور انها در زندگي بيش از بيش توجه خاص نمود و بذر شادي را در دلها بكاريم تا نهال شادماني شكوفا گردد . و از اين رهگذر به يك تعادل روحي و رواني كه به حق جامعه ما نيازمند آنست دست يابيم . انشاءاله
بهروز فرديپور ـ كارشناس روانشناسي