خط فقر، (بد بختي مادی)
آيا خط فقر، سرکاري است؟
در ادبيات عامه «سرکاري» به چيزي گفته مي شود که اصلاً وجود ندارد و تنها براي سرگرم کردن فردي يا جمعي از دستاويزي غيرواقعي استفاده مي شود.
آقاي احمدي نژاد در نخستين نشست خبري خود با رسانه هاي داخلي و خارجي در دولت دهم خط فقر را «سرکاري» خواند.
در ادبيات عامه «سرکاري» به چيزي گفته مي شود که اصلاً وجود ندارد و تنها براي سرگرم کردن فردي يا جمعي از دستاويزي غيرواقعي استفاده مي شود.
اين در حالي است که به گفته اقتصاددانان در تمام دنيا چيزي به نام «خط فقر» وجود دارد و آن اعلام رقمي است که دولتمردان مي توانند به وسيله آن برنامه ريزي داشته باشند. اينکه رقم خاصي به عنوان خط فقر اعلام شود در جوامع مختلف متفاوت است و بسته به ميزان درآمد ملي کشوري تا کشور ديگري متفاوت است.
حتي خط فقر در شهرهاي يک کشور هم فرق مي کند به طوري که در ايران خط فقر در تهران - بنا به گفته حسين راغفر طراح نقشه خط فقر کشور- در سال 88 درآمد ماهيانه کمتر از 800 هزار تومان است. وي اين رقم را در سال 87 ، حدود 750 هزار تومان اعلام کرده بود.اين رقم با سنجيدن ميانگين درآمد نسبي مردم و تناسب آن با نرخ تورم واقعي به دست مي آيد و عنوان مي شود اگر خانواده مثلاً 4 نفري در شهر تهران درآمدي کمتر از 800 هزار تومان درماه داشته باشند زير خط فقر هستند و اگر بيشتر از آن درآمد داشته باشند از رفاه نسبي برخوردار هستند.
جالب است بدانيد در تهران مردم حدود 70 درصد درآمد ماهيانه خود را صرف اجاره بهاي مسکن مي کنند و با بقيه درآمدشان که مبلغ کمي هم مي شود زندگي سختي را مي گذرانند. حال اگر خانواده 4 نفري 800 هزار تومان درآمد داشته باشند و 560 هزار تومان آن را اجاره بدهند تنها 240 هزار تومان آن براي رفع مايحتاج زندگيشان باقي مي ماند اما باز هم زير خط فقر نيستند.
بايد گفت فلسفه تشکيل وزارت رفاه فقط در محدوده خط فقر مي چرخد. آنها آمدند که با تعيين رقم خط فقر بتوانند با هدفمند کردن يارانه ها، رفاه را به مردم برسانند اما هنوز چندي از تشکيل اين وزارتخانه نگذشته بود که مسؤولان آن وزارتخانه اصلاً فراموش کردند براي چه آمده اند؟ و به طور کلي بدون حل مسأله، صورت مسأله را پاک کردند وخيالشان راحت شد که ما اصلاً خط فقر نداريم و يا اينکه اگر خط فقري هست با بهانه هاي مختلف از اعلام آن شانه خالي کردند.
اکنون رئيس دولت دهم نيز همين مسأله را تکرار نموده و فراموش مي کند که خط فقر، خطي نيست که عده اي زير آن و عده اي روي آن باشند (ايشان در مقام مقايسه از مرز ايران و افغانستان و ميله هاي مرزي کمک گرفتند که البته قياس مع الفارق است. خط فقر يک مفهوم است که بنا به شرايط و مقتضيات هر کشوري در نوسان است.
چطور يک دولت، يک وزارتخانه با هزينه هاي سرسام آور تشکيل مي دهد تا بتوانند اين رقم را که مدام در نوسان است اما مي شود ميانگين آن را بيان کرد، تعيين کند اما چندي بعد مسؤولان اين وزارتخانه مي گويند چنين چيزي از اصل غلط است و اصلاً وجود ندارد.
لازم نيست حتماً تحليلگر اقتصادي و آماري باشيد تا تشخيص دهيد که اکنون خط فقر به بالاهاي نمودار خود رسيده است به طوري که درآمد افراد جامعه را بين 100 هزار تومان در کف نمودار تا يک ميليون تومان در سقف نمودار بدانيم جمعيت زيادي زير 800 هزار تومان به پايين قرار مي گيرند و درصد کمي بالاي 800 هزار تومان هستند. خط فقر همانجاست؛ درست جلوي چشم همه ما، خط فقر کودکاني هستند که در خيابان مي خوابند. مادراني که براي گرسنه نماندن فرزندانشان هر کاري مي کنند.
خط فقر زندگي مردان آبرومندي است که بيش از 6 ماه است، نتوانستند هيچ پروتئيني را براي فرزندانشان تهيه کنند. خط فقر زندگي من کارمند است.
اگر همه ما کمي دقت کنيم مي بينيم خط فقر يک چيز واهي و سرکاري نيست خط فقر هست و ما همه زير خط فقر هستيم.
در ادبيات عامه «سرکاري» به چيزي گفته مي شود که اصلاً وجود ندارد و تنها براي سرگرم کردن فردي يا جمعي از دستاويزي غيرواقعي استفاده مي شود.
اين در حالي است که به گفته اقتصاددانان در تمام دنيا چيزي به نام «خط فقر» وجود دارد و آن اعلام رقمي است که دولتمردان مي توانند به وسيله آن برنامه ريزي داشته باشند. اينکه رقم خاصي به عنوان خط فقر اعلام شود در جوامع مختلف متفاوت است و بسته به ميزان درآمد ملي کشوري تا کشور ديگري متفاوت است.
حتي خط فقر در شهرهاي يک کشور هم فرق مي کند به طوري که در ايران خط فقر در تهران - بنا به گفته حسين راغفر طراح نقشه خط فقر کشور- در سال 88 درآمد ماهيانه کمتر از 800 هزار تومان است. وي اين رقم را در سال 87 ، حدود 750 هزار تومان اعلام کرده بود.اين رقم با سنجيدن ميانگين درآمد نسبي مردم و تناسب آن با نرخ تورم واقعي به دست مي آيد و عنوان مي شود اگر خانواده مثلاً 4 نفري در شهر تهران درآمدي کمتر از 800 هزار تومان درماه داشته باشند زير خط فقر هستند و اگر بيشتر از آن درآمد داشته باشند از رفاه نسبي برخوردار هستند.
جالب است بدانيد در تهران مردم حدود 70 درصد درآمد ماهيانه خود را صرف اجاره بهاي مسکن مي کنند و با بقيه درآمدشان که مبلغ کمي هم مي شود زندگي سختي را مي گذرانند. حال اگر خانواده 4 نفري 800 هزار تومان درآمد داشته باشند و 560 هزار تومان آن را اجاره بدهند تنها 240 هزار تومان آن براي رفع مايحتاج زندگيشان باقي مي ماند اما باز هم زير خط فقر نيستند.
بايد گفت فلسفه تشکيل وزارت رفاه فقط در محدوده خط فقر مي چرخد. آنها آمدند که با تعيين رقم خط فقر بتوانند با هدفمند کردن يارانه ها، رفاه را به مردم برسانند اما هنوز چندي از تشکيل اين وزارتخانه نگذشته بود که مسؤولان آن وزارتخانه اصلاً فراموش کردند براي چه آمده اند؟ و به طور کلي بدون حل مسأله، صورت مسأله را پاک کردند وخيالشان راحت شد که ما اصلاً خط فقر نداريم و يا اينکه اگر خط فقري هست با بهانه هاي مختلف از اعلام آن شانه خالي کردند.
اکنون رئيس دولت دهم نيز همين مسأله را تکرار نموده و فراموش مي کند که خط فقر، خطي نيست که عده اي زير آن و عده اي روي آن باشند (ايشان در مقام مقايسه از مرز ايران و افغانستان و ميله هاي مرزي کمک گرفتند که البته قياس مع الفارق است. خط فقر يک مفهوم است که بنا به شرايط و مقتضيات هر کشوري در نوسان است.
چطور يک دولت، يک وزارتخانه با هزينه هاي سرسام آور تشکيل مي دهد تا بتوانند اين رقم را که مدام در نوسان است اما مي شود ميانگين آن را بيان کرد، تعيين کند اما چندي بعد مسؤولان اين وزارتخانه مي گويند چنين چيزي از اصل غلط است و اصلاً وجود ندارد. لازم نيست حتماً تحليلگر اقتصادي و آماري باشيد تا تشخيص دهيد که اکنون خط فقر به بالاهاي نمودار خود رسيده است به طوري که درآمد افراد جامعه را بين 100 هزار تومان در کف نمودار تا يک ميليون تومان در سقف نمودار بدانيم جمعيت زيادي زير 800 هزار تومان به پايين قرار مي گيرند و درصد کمي بالاي 800 هزار تومان هستند. خط فقر همانجاست؛ درست جلوي چشم همه ما، خط فقر کودکاني هستند که در خيابان مي خوابند. مادراني که براي گرسنه نماندن فرزندانشان هر کاري مي کنند.
خط فقر زندگي مردان آبرومندي است که بيش از 6 ماه است، نتوانستند هيچ پروتئيني را براي فرزندانشان تهيه کنند. خط فقر زندگي من کارمند است.
اگر همه ما کمي دقت کنيم مي بينيم خط فقر يک چيز واهي و سرکاري نيست خط فقر هست و ما همه زير خط فقر هستيم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:2 توسط بهروز فردي پور
|